من
امروز واقعا حکمت این که از قدیم میگفتن همه چی قدیمیش خوبه رو درک کردم.
بچه
هم بچه های قدیم . . .
همسایه
هم همسایه های قدیم
آدم
هم آدمهای قدیم
و امروز
به قول خودم: مواد هم مواد مخدرای قدیم!!!
تلویزیون
گزارشی پخش کرد که البته من به اواسطش رسیدم و اسم این ماده مخدر جدید رو نشنیدم.
ولی اونچه که دیدم کافی بود که روح از تنم
بپره!
بعد
از دیدن کرک و اکس و هزارتا کوفت و زهرماری که اسمش رو نشنیدم، فکر می کردم دیگه
تقریبا همه چی رو دیدم. ولی صحنه ای که امروز تلویزیون پخش کرد کافی بود برای باقی
عمر از زندگی سیر بشی!
پسری
که حدود شش ماه این مواد رو مصرف کرده بود حدود 15 کیلویی چاق شده بود، البته چاق
که صورتش و شکمش باد کرده بودند. روی پوست شکمش ترک های بزرگی خورده بود که از
بعضی ترک ها خون میامد. صورتش هم تاول زده بود.
از
این جهت می گم مواد هم مواد قدیمی، که ما شنیده بودیم بدترینشون هروئین است و
هرکسی هروئینی بشود دیگر نمیتواند ترک و کند و غیره و ذالک. اما افرادی را که می
دیدیم ده، پانزده سال بود معتاد بودند و اگر هم هزار بلا به سرشان آمده بود باز
حداقل زنده بودند. (حالا کار نداریم مرگ بهتر از این زندگیه و از این حرفا. مسئله اینجاست
که یارو حداقل اگر واقعا سرش به سنگ می خورد می توانست یک خاکی توی سرش بکند)
تو
اعتیادهای جدیدی دیگه مهلت ترک کردن هم نداری. دیگه نمیتونی بری تریاک و سیگاری
بکشی و بعد بگی جوونی کردم و اشتباه کردم و حالا ترک می کنم و زن می گیرم و آدم
میشم.
فرصتش
پیش نمی آد. حضرت عزرائیل جلدی میاد سراغت. دیگه اصلا وقت برای پشیمون شدن و به
غلط کردن افتادن هم نداری.
ـ
خداوند ما را از شر این پیشرفت های جدید حفظ کند!
صنما! با غم عشق تو چه تدبیر
کنم؟
تا به کی در غم تو نالۀ شبگیر
کنم؟
با سَر زلف تو، مجموعِ پریشانی
خویش
کو مجالی که یکایک همه تقریر
کنم؟
آنچه در مدت هجر تو کشیدم،
هیهات!
در یکی نامه محال است که تقریر
کنم.
دل دیوانه از آن شد که نصیحت
شنود
مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر
کنم.
گر بدانم که وصال تو بدین دست
دهد
دین و دنیا همه دَر بازم و
توفیر کنم.
در آن زمان کآرزوی دیدن جانم
باشد
در نظرْ، نقش رخ خوب تو تصویر
کنم.
*
دور شو از بَرَم ای واعظ و
افسانه مگوی
من نه آنم که دگر گوش به تحذیر
کنم.
رند یکرنگم و با شاهد و می
همصحبت
نتوانم که دگر حیله و تزویر
کنم!
نیست امید صلاحی ز فسادِ حافظ
چون که تقدیر چنین رفت چه
تدبیر کنم؟