RSS
می گریم
در سکوت
در تاریکی
مشت بر دهان می فشارم
و بغضم را فرو می خورم
و بر آتش این دلتنگی خاکستر می پاشم
لحظه ها می گذرند
در سرما
خاموش
کرخت
ـ و من که می گریزم از خود. بیهوده. پوچ